«رويكرد بر پاية شواهد» به طور روزافزوني در طبابت باليني در حال گسترش است.
تا اواسط قرن نوزدهم، روشهاي مختلف در تصميم گيريهاي طبي، بر اساس تجربياتي استوار بودند كه از نسلهاي قبلي پزشكان به نسلهاي بعدي منتقل ميشدند. معمولا اكثر مسايل در طبابت روزمره پزشكي، بر پاية يادگيري غيررسمي و انتقال دانش از متخصصان با تجربة علوم باليني به كارآموزان و همكاران استوار بوده است.
وقوع تحول در علم اپيدميولوژي و بدنبال آن اپيدميولوژي باليني، منجر به پديد آمدن روشهايي شد كه امكان «انتقاد عيني» در مورد درمان و اعمال روشهاي مورد استفاده در طب باليني را فراهم نمود! تحقيق باليني؛ علمی است كه پزشكان بايد بر «پايه شواهد موجود»، در مورد نوع اقدامات انجام یافته برای فرد،تصميمگيري می نماید. به عبارتي ديگر،این رويكرد مرسوم فعلي، در حال جايگزين شدن با تحليل دقيق ريشههاي علمي علوم باليني در عرصههاي مختلف پزشكي است؛ که اين همان مفهوم، «پزشكي بر پاية شواهد» (Evidence Based Medicine [EBM]) گفته ميشود.
زمانی که پزشكان از روش EBM استفاده مي كنند، به جاي پرسش وضعيت يا اقدام طبي خاص، ً از همكاران خود سوال كنند(روش و رويكرد سنتي و مرسوم كه هميشه اساس علمي ندارد) از بررسي شواهد موجود بهره می گیرند. EBM روش ارزيابي و نقد و بكارگيري اطلاعات تحقيقاتي در تصميمگيري فردي در باره موضوع خاص می باشد. اين علم بايد مكمل مهارتهاي باليني و تجارب پزشكان باشد. استفاده از EBM، مستلزم به كارگيري مهارتهاي جديد، شامل شناسايي مشكل و جستجو و کسب اطلاعات لازم برای حل آن ، بر پايه، «بهترين شواهد» است.
مفاهيم ارزيابي پزشكي بر پايه شواهد عبارتند از : شناخت پاتوفيزيولوژي بيماري، داشتن صلاحيت در مهارتهاي تشخيصي باليني، شناسايي مشكل بالين، جستجوي اطلاعات مناسب ، اطمينان از صحت اطلاعات، بكارگيري اطلاعات در مورد بيماران و سهيم كردن بيمار در مراحل تصميمگيري.
در سالهاي اخير، عوامل موثر در افزايش مراقبتهاي سلامت بر پايه شواهد، عبارتند از:
1 – فشارهاي ناشي از بوجود آمدن هزينهها
2) پيشرفتهاي مربوط به فنآوري
3) افزايش تصميمگيريهاي مديريت محور